ذبيح الله صفا

1270

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

سال 697 هجرى در ولايت شبانكارهء فارس اتفاق افتاد و او بعد از كسب كمالات شاعرى پيشه كرد و قصايدى در مدح خواجه غياث الدين محمد مىسرود . وى در سال 733 يعنى سه سال پيش از تاريخ وفات سلطان ابو سعيد بهادر خان شروع بتأليف كتابى در تاريخ كرد بنام مجمع الانساب و آن را در سال 736 آمادهء تقديم به خدمت سلطان نمود و به همين قصد در اختيار خواجه غياث الدين محمد نهاد . در اين اوان سلطان ابو سعيد درگذشت و انقلاب احوال دولت ايلخانى آغاز شد ، و چنان كه مىدانيم اندكى بعد ، در همان سال ، خواجه غياث الدين بقتل رسيد و ربع رشيدى بغارت رفت و كتاب شبانكارى درين ميان مفقود شد و به همين سبب شبانكارى دوباره دست بتأليف آن يازيد و اين‌بار آن را بسال 743 باتمام رسانيد و وقايع مربوط باواخر عهد ابو سعيد را نيز بر كتاب افزود . از مجمع الانساب آنچه مربوط به پيش از عهد مغولست خلاصه‌ييست از كتب متقدمين ليكن آنچه راجع بدوران مغول و ايلخانان ايران خاصه عهد ابو سعيدست ، و همچنين اطلاعات مربوط بملوك فارس و شبانكاره و هرموز تازه و غالبا از جملهء اطلاعات دست اول و نثر كتاب در همه موارد ساده است . 41 - عبيد زاكانى دربارهء احوال خواجه عبيد اللّه زاكانى قزوينى پيش‌ازين در ضمن بيان احوال شعرا سخن گفته شد و نيز اهميت او را در ادبيات انتقادى بموقع مورد بحث قرار داده‌ايم . اينك اشاره‌يى مختصر به آثار منثور او لازمست : مهمترين اثر منثور او رسالهء « اخلاق الاشراف » است . اين اسم را عبيد در برابر اسم كتاب معروف خواجه نصير الدّين طوسى بنام « اوصاف الاشراف » آورده است ولى پيداست كه انتخاب چنين اسمى براى رسالهء عبيد از باب طعنه و تسخر بوده است